جهانشهر یزد جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای یزد

جهانشهر یزد معرفی و ارائه جذابترین اماکن تاریخی یزد اماکن تفریحی یزد برترین رستورانهای جهانشهر یزد

جهانشهر یزد جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای یزد

معرفی و ارائه جذابترین اماکن تاریخی و تفریحی و برترین رستورانهای جهانشهر یزد

جهانشهر یزد در این پیج اطلاعات کاملی از بهترین و جذابترین اماکن تاریخی و گردشگری استان یزد به همراه بهترین پیشنهادات و اطلاعات در خصوص غذاهای سنتی یزد و رستورانهای فعال و درجه بندی کیفی آنها دراختیار شما قرار خواهد گرفت.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
جهانشهر یزد اماکن تاریخی صنایع دستی در یزد

یزد شهر دوچرخه ها

سه شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ب.ظ

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد

 

یزد شهر دوچرخه ها

به درستی روشن نیست که از کی شیار خوش نگار چرخ دوچرخه ها بر کوچه ها ، بازارها و گذرهای خاکی شهر یزد نشست ؛آیا نخستین بار ، ویس قنسول انگلیس آن را به یزد آورد، یا گماشته های هندی سفارت بریتانیا و یا مدیر بانک شاهی و شاید کارپرداز بیگانه ی تلگرافخانه ی یزد . شاید هم میسونرهای انگلیسی بیمارستان مرسلین یزد و یا اینکه یکی از بازرگانان نام آور یزد به نام رشتی ، همو که سال ها بعد ، اتول ( اتومبیل) را به یزد آورد و اتول خان رشتی ، برگرفته از نام اوست . از خلال برخی کتاب ها ، اشاره ای به وجود انبوه دوچرخه ها در شهر یزد شده ، امّا کهن ترین یاد کرد، بر می گردد به یادبوده های دکتر محمد علی اسلامی ندوشن در سال های پیش از 1320 هجری شمسی در کتاب « روزها» که چنین می نویسد : 
« شارسان [یزد] در آن زمان ، یک خیابان اصلی داشت ، هنوز آسفالت وجود نداشت ، اتومبیلخیلی کم بود ، چند درشکه بود و تعدادی زیادی دوچرخه ، عدّه ی کثیری از اعیان تا کاسب متوسّط الحال – جز کسانی که پیر و موّقر بودند – دوچرخه ، سوار می شدند . در میان این خیل سواران ، چند زن متجدّد نیز دیده می شد . عصرها لااقل در سه فصل ، خیابان پهلوی را آب پاشی می کردند که بوی نم از آن بر می خاست و هوا طراوتی می گرفت . گردش کنندگان که نزدیک به تمام آن ها مرد بودند ، بعضی دوچرخه به دست ، قدم زنان سراپای آن را می پیمود. 
وجود دو گاراژ در خیابان و مغازه هایی که نظیر آن ها در بازارپیدا نمی شد ، رونق خاصّی به این گردشگاه می بخشید . از جمله دو سه دوچرخه فروشی بود که من همواره با کنجکاوی و شوق به آن ها نگاه می کردم . عروس همه ی آن ها ، مارک " رالی " بود ( که به آن لاری می گفتند ) به رنگ سبز تند که خط هایی طلایی داشت ، هر سه ساخت انگلستان . جنس انگلستان در آن زمان مرغوبیت بی رقیبی داشت ». 

پس از آن زنده یاد جلال آل احمد است که در شهریور 1337 پای بدین شهر دور افتاده و کویری می گذارد و نخستین بار عبارت « یزد ، شهر بادگیرها » را ماندگار می کند و با شگفتی می نویسد که براستی یزد ، شهر دوچرخه هاست، نه اصفهان و با این کار ، نامی دیگر بر نام های این دیار کهن که تا پیش از این ، « دارالعباده » اش می خواندند ، می نهد ؛ و می نویسد : « شهر پر بود از دوچرخه های فیلیپس و راله . آخوندها هم سوار بودند و پا می زدند و می رفتند . جوی کنار خیابان ، مجرای گذر آب نبود ، استراحتگاه عمومی دوچرخه ها بود ، شهرت بی موردی است که اصفهان پیدا کرده ، از نظر فراوانی دوچرخه . این یزد است که شهر دوچرخه هاست و پیش از آن شهر دوچرخه هاست و پیش از آن شهر بادگیرهای بلند ، فکر می کنم اگر کارخانه ی دوچرخه سازی فیلیپس ، همین یک شهر را به عنوان مشتری داشته باشد ، دست کم تا صد سال دیگر ، نانش توی روغن است . در حدود 200 هزار دوچرخه در یزد است 

علی اصغر مهاجر است که در اسفند 1339 به یزد پای نهاده و با خرسندی می نویسد : 
« پایتخت کویر ، خاموش و بی شتاب برای ایّام عید خود را آماده می ساخت ، یک دریا دوچرخه در خیابان پهلوی موج می زد ،. عرصه ی خیابان های یزد ، جولان گاه دوچرخه است ، بچّه آخوند ، تاجر و سبزی فروش و طلبه و شعرباف و مقنی و وکیل عدلیّه ، همه سوار دوچرخه اند و شانه به شانه ی هم پا می زنند . اتومبیل د راین خیابان ها غریبه است و باید حدّ خود را نگاه دارد . شهری که یک عمر خونسرد و آرام زیسته است ، با سرعت میانه ی خوشی ندارد . دوچرخه هم باید معجزه ای کرده باشد که وجود خود را د رلابه لای سنّت های یزد جا انداخته است . 
انبوه دوچرخه سواران یزد ، فرنگ رفته ها را به یاد آمستردام می اندازد با این تفاوت که در شهری مثل آمستردام ، فقط در دو وقت معیّن از روز ، جنگل دوچرخه به راه می افتد و شتاب و غوغای آن هم تهوّع آور است ، امّا در یزد ،طمأنینه و آرامش و بی خیالی دوچرخه سواران آدمی را به وسیلت و فایدت دوچرخه معتقد می کند » 

هنوز هم بسیاری یزدی ها ، مایل به گزینش دوچرخه به جای موتور یا خودرو هستند . البته به شرطی که در خیابان های شلوغ شهر تأمین جانی داشته باشند . وگرنه در یک چشم به هم زدن اسیر حرکات دیوانه وار رانندگان شتابزده شده و نقش بر زمین می شوند 
هنوز خوی ، خصلت ،و منش آرام و خرسند یزدی با طبیعت دوچرخه که وسیله ی آرام ، سبک بار و قانع بوده ، سازگار است . هنوز هم شاید همین احساس دکتر اسلامی ندوشن را در هفتاد سال پیش داشته باشند که گفته بود : « گذشته از صدای قدم ها و هیاهو و بانگ مردم ، صدای دلنگ ،دلنگ زنگ دوچرخه ها نیز بود که به گوش من بسیار دلنواز می آمد ، مانند چهچه بلبل ، نغمه ی تیزی بود که یک نواختی فضا را می شکافت و خبر از حرکت و سرعت می داد » 

 

Yazd city of bicycles

It is not clear from what era the bicyclists chose the latitudes on the streets, markets, and the underground passages of Yazd; it was the first time that the British Consul General Waza brought it to Yazd, or the Indian embassy staff of the British Embassy or the Director of the Bank and Maybe Alzheimer's telegraph shop in Yazd. Perhaps the British monserers of the Mersalin Hospital of Yazd, or one of the renowned businessmen of Yazd, called Rashti, who, years later, brought Ottol (cars) to Yazd and Otol Khan Rashty, derived from his name. Some books mention the existence of massive bikes in the city of Yazd, but the oldest mention is that the memoirs of Dr. Mohammad Ali Ali Nadoushan in the years before 1320 AH in the book "Days", which such is writing :

"Sharsan [Yazd] had a main street at that time, there was still no asphalt, there was little car, a lot of carriages, and a lot of bicycles, a lot of the lords to the middle aged - but old and solemn - bicycles , Were riding. Among the riders there were a few modern women. In the evenings, at least in three seasons, they flooded Pahlavi Street, where the scent of Nem rose and the air was refreshing. The tourists, who were almost all men, walked some bicycles to the feet of women out there.

The existence of two garages on the street and shops that did not fit into the market boom gave this boom. There were two of three bikes that I always watched with curiosity. The bride of all of them, Mark Raleigh (to which they called it Larry), had a bright green color with golden lines, all of them made England. England at that time had no competing quality. "

 

After that, it is alive to Jalal al-Ahmad that in the summer of 1337, this city is far away and leaves a desert, and for the first time, the phrase "Yazd, the city of windpipe" persists and writes wonderfully that Yazd is indeed a city of bicycles, not Isfahan, with this, gives another name to the names of this ancient land that had previously been called "Dar al-Abaeda", and writes: "The city was full of Philips and Raleigh bicycles. The mullahs were also riding and walking and going. The street was not a passageway to the street, it was a public bike ride, known as Isfahan, a bike-boggling lot. It is Yazd, the city of bicycles, and before that city is bicycles, and before that city, I think that if the Philips bicycle factory has the same city as a customer, for at least another hundred years, its buns In oil There are about 200 thousand bicycles in Yazd

Ali Asghar Mohajer, who wrote to Yazd in March of 1339 and writes with joy:

"The desert capital was preparing for the eve of its silent and seamless time, a wave of bicycles on Pahlavi Street,. The streets of Yazd, the Golan-e-Bazaar, the kidnappers, the merchant and the seller of greens, the goldsmiths, the magistrate and the lawyer, all ride a bicycle and shoulder to shoulder. Cars on these streets are strangers and should keep their limits. A city that has lived a calm and calm life, it does not have a good middle ground. The bike must also have a miracle that has left its existence behind the traditions of Yazd

 

The crowds of Yazd cyclists have reminded the Greens to remind Amsterdam, with the difference that in a city such as Amsterdam, only two times a day, the bike forest rushes, and its hurry and thunder is nauseous, but in Yazd , Believethat the calm and calmness of the cyclists of the human being with the means and benefits of the bike "

Still, many Yazdians are willing to choose a bike instead of a motor or a car. Of course, provided they have a life on the busy streets of the city. Otherwise, in a blink of an eye, the captives of the crazy drivers' movements will be shaken up and down

 

Still, temperament, character, and calmness and pleasure Yazdi is consistent with the nature of the bike, which is a calm, lightweight and convincing vehicle. It may still be the same feeling of Dr. Nasushan's Islamic doctor in seventy years ago that he said: "Beyond the sound of the steps and the rumble and the crowd, the sound of a sad, delang bell of bicycles was also very pleasing to my ear, such as What was Nightingale's voice was a sharp voice that split a space-tune and made the movement move and speed up? "

 

 www.instagram.com/kojaberimyazd

 

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی